|
به وبلاگ کلوپ هواداران بالاك خوش آمدید.امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار بگیرد.
سلام بر همگی![]()
![]()
منو رو ببخشید که دارم دیر آپ میکنم آخه میدونین چی شده؟![]()
![]()
من به خاطره یه سری مشکلات که بعضی از دوستان اطلاع دارند نمیتونستم زیاد سر بزنم![]()
![]()
و این باعث شد که یکی از بهترین دوستان (آقای امین)از دسته من عصبانی و ناراحت بشند![]()
![]()
و شدت این ناراحتی شون به اندازه ای هست که هیچ جوری کوتاه نمیاند![]()
![]()
و من واقعا دیگه نمیدونم باید چی کار کنم که این دوسته گرامی از گناهه من بگذرند
(البته اگر گناهی باشه!!!!!)![]()
![]()
به هر حال من هر چقدرم به خاطره کاره نکردم از امین جون معذرت خواهی کردم بازم فایده ای نداشت
و من هنوز برای راضی کردنه این دوسته خوبم در تلاشم![]()
![]()
و همین جا برای صدمین بار از جناب آقای امین ملقب به امین بالاک میخوام که
از گناهه من بگذره![]()
هم از گناهه من و هم المیرای عزیز تر از جونم که میمیرم براش![]()
![]()
و تو این مدت المیرای گله من تنها تکیه گاهه من بوده و بدونه وجود اون
من الان اینجا نبودم تا آپ کنم![]()
همین طور دوستی خوبی مثله هلیای عزیزم
که اونم لطفه بزرگی در حقم کرد
و خیلی ازم طرفداری کرد و خیلی هم به امین رو انداخت ولی .........![]()
و همین طور شهرزاده گل
و آیلار عزیزم
که اونام ازم حمایت کردن و به امین رو انداختن ولی
بازم......![]()
و همین طور کسایی که برام نظر میدن و باید اعتراف کنم که لیاقته این نظر ها رو نداشتم![]()
![]()
و از همگی معذرت بخوام که دیگه سر نزدم و بگم که در اولین فرصت میام و چون این
چند روزه ام که برگشتم پای نت دنباله یه راهی برای راضی کردنه امینم حال و حوصله ی
دادنه یه نظر درست حسابی که لایق شما عزیزان باشه رو ندارم و برای همین بعد از
حل ماجرا قول میدم زیبا ترین نظر ها رو بدم.![]()
دلیله اصلی آپه من عذر خواهی از امین خان بوده
و گفتم حالا که تا اینجا اومدم
یه چند تا عکس ویه چند تا شعر و مطلب خوشگلم بزارم هم برای بالاک جونم ![]()
![]()
و هم برای امین خان گلگلاب (البته اگر قابل میدونن).
اول جمله ها:
این شعر تقدیم به امین جون:![]()
تو نمیدونی . من چی کشیدم وقتی که گفتی تو رو نمیخوام![]()
باور ندارم . که دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام![]()
یه شوخی بود و یه قصه ی تلخ وقتی که گفتی تو رو نمیخوام![]()
خیال میکردم می خوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم![]()
چشمای گریون . دستای خسته دوریه چشمات منو شکسته![]()
رنگه اون چشات و چشای سیات زنجیره دلت دستامو بسته![]()
شاید یه حسود چشممون زده بگو کی ما رو تنهایی دیده؟![]()
![]()
ولی میدونم تو آسمونا قصه ی مارو یکی شنیده ه ![]()
حسود رو کوچیک نوشتم چون میدونم در بینه طرفدارای بالاک یه حسودم پیدا نمیشه![]()
![]()
خوب این یه شعره دیگه که این یکی ماله بالاک جونمه:![]()
کاره من شکاره عشق. عاشقه شقایقم
توی مردابه دلم منم و یه قایقم
کاره تو دلبریه .کمی افسونگریه
نمیدونم روبه روم آدمه با پریه؟
تو خوده خودشی دیگه آخرشی
اینو دلم میگه همه ی باورشی
تو خوده خودشی دیگه آخرشی
اینو دلم میگه همه ی باورشی
چه طور بود؟
صبرکنید بابا بازم هست:
اینم باز برای امینه:![]()
آخه تو عزیزه قسه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دار و ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو دوستیه تو موندگارم
من رو دوستیه تو موندگارم م م م م م م م م
***********
این ماله بالاک جونم بود .
خوب دیگه جمله بسه حالا 25 عکس از بالاک جونم:
هم این که سایته آپلوده عکس رو در اختیارم گذاشت
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط زهرا بالاک در چهارشنبه 20 تیر1386 و ساعت 13:13 | » » »